الشيخ رسول جعفريان
856
رسائل حجابيه (فارسى)
مىكردند بدون فضيلت و شأن . حتى آنكه نوشتهاند در قرن پنجم ميلاد اختلاف ميانهء مسيحيان بود كه آيا زن داراى نفس ناطقه مىباشد يا نه ! جمعى قايل بودند كه زن داراى نفس ناطقه نيست جز يك زن كه او هم مريم بنت عمران و بتول عذراء است . و اما موقعيت ايشان نزد ايرانىهاى قديم اين بود كه زن را مظهر اهريمن و شيطان مىشمردند و تمامى شرور را نسبت به او مىدادند ، و به اين جهت اعتنايى به او نداشتند و حدّى هم براى تعدّد زوجات قائل نبودند . « 1 » [ موقعيت زن در عصر جديد ] و اما موقعيت زن در نزد متجدّدين قرن اخير و دستهاى كه جزء حزب شياطيناند ، آن است كه طرف افراط را گرفته و قايل به تساوى زن با مرد بلكه تقدّم زنان بر مردان شده ، و رسالهها در اين باب نوشته و امتيازات مردان را به كلّى برداشته و جمعى از متجدّدين مانند غالب نصارى در اين عصر ، زن را در ورود و دخول و جلوس و مشى و مصافحه و احترامات و تهنيت و تحيّت و ساير آداب مقدّم مىدارند و اختيار ازدواج و طلاق را به دست او مىدهند و يك آزادى مطلقى براى زنان قائلند ؛ و اين خود دليل واضحى است بر عورتپرستى ايشان ؛ چون جهت و علت ديگرى در نظر نمىآيد جز همين اصل مسلّم كه مجسمهء شهوت و خوكيّت ؛ و چيزى در نظر ندارند جز ادخال مبال فى مبال ؛ ولى چنين جلوه مىدهند كه طرفدارى از زنان و همراهى با ايشان است ؛ ولى زنان بيچارهء بدبخت خبر ندارند كه اين طرفدارى ، خود ظلمى است مبين و آشكار بر جنس زنان كه ايشان را مكلّف مىكند بر امورى كه ساختمان و طبيعت آنان بر خلاف آن امور است . پس در نتيجهء اين بيانات ، به حمد اللّه بر معترض نقّاد جحود و مورد مبغض عنود ، واضح و آشكار شد كه زن در نزد جميع ملل ، محرومه و مظلومه و ذليله و حقيره بوده ، مگر در دين مقدّس اسلام كه حقوق زنان را كاملا اداء فرمود و زن را بهطور كلى از تحت همه جوره ذلّت و اسارت نجات بخشيده ، و به واسطهء حجاب و محفوظيّت در نقاب ، بر تعظيم و تجليل و احترامات او در جامعه افزوده ، و سفارشات اكيده و وصاياى شديده دربارهء او نموده ؛ نه آن كه چنانچه ارباب جرايد لدود حجود مىنويسند و يا مشتى شهوتپرستان عنود مىگويند كه پيغمبر اسلام زنان را در فشار قرار داده و در محبس چادر نموده ، و اين طايفه را فلج خواسته ، براى آنكه موقعيت زن در دين مقدس اسلام نيست مگر طريق مستقيم ميانهروى و حد اعتدال عدالت و مستوى ؛ چنانچه تمام دستورات و احكامش نسبت به كلّيهء
--> ( 1 ) . مدينة الاسلام روح التمدن ، صص 20 - 21